تبليغاتX
دل باخته

دل باخته

زندگی کن زندگی بهترین لطف خداست.عشق بورز عشق بهترین شعر خداست.

...

رسم غریبی است این بودن و این ماندن! 


بوی مرگ از هر سو، شامّه نوازت می شود! ستاره ها چه بی صدا و عاشقانه می میرند! برگهای زرد و خشک پاییزی چه بی رحمانه در زیر پاهایمان به هبوط می پیوندند، در حالی که فریاد خش خش آنها را
می شنویم، اما نمی فهمیم... نمی دانیم... نمی بینیم!!! 


سالهاست کور شده ایم... قرنهاست که کر گشته ایم... حتی صدای تپش قلب خویش را از یاد برده ایم! سالهاست که قلب را انکار کرده ایم و در سر زندگی می کنیم... سالهاست که بودن را با ماندن اشتباه
 گرفته ایم...

رسم ناخوشایندی دارد این زندگی! به صلّابه ات می کشد این زندگی!!!
 
 
پرواز در قفس ممکن نیست!

 
زندگی در سر، زندگی نیست! اسارت است، نابودی است. ذهن و جسم خویش را با صدای ضربان قلبت،  

 
آن جسم ظریف و تپنده هماهنگ کن تا بیاموزی رسم پرواز را...!
 
عشق و پرواز هم آشیان اند. هر دو از یک جنس اند. پرواز کن تا عشق را بیاموزی. روح را از بند جسم 

 
بیالای تا سنگینی وجودت مانع پرواز تو نباشد.

 
پرواز با جسم نا ممکن است!!!

 
اگر از دام جسم جستی، بدان که رستی! 

 
و این است لحظه ی شروع یک پرواز و شاید شروع زندگی ای متفاوت

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 11 PM  توسط حسین  | 

دوستت دارم مهن..

 

دنیا را با تمام زیباییهایش به تو میبخشم فقط یک بار نگاهم بکن

مردم از بس که انتظارت را کشیدم! یعنی میرسد روزی که تو از

در وارد شوی و من بار دیگر در آغوشت بگیرم؟

یعنی میشود که بار دیگر طعم لبهایت را بچشم؟

ای کاش میشد که دستانت تا همیشه برای من باشند !!

چه خوب بود در لحظه ی جدای به چشمانم نگاه میکردی و آنوقت التماس را

در عمق آن میدی! شاید هم دیدی و بی توجه به عشقم از من گذشتی!!

فقط میخواهم بدانم بعد از من خاطراتت را با چه کسی قسمت میکنی؟

میرسد روزی که دوباره به سراغ من بیایی! اما آن روز نوبت من است که در چشمانت

نگاه کنم و با اطمینان بگویم:دوستت دارم...!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 5 PM  توسط حسین  | 

یه.....

    در عشق نباید به گناهی ؛همه را پای ببست

در شعر نباید که دل ؛قافیه ها را بشکست

در مرگ نباید که دل؛ ساده دلان را سوزاند

بر سر نباید بزد از ؛ بحر دل یار دو دست

هرگام روم سوی دلی ؛عشق دمد

از جامه ی شیرین سخنش؛ شعر دهد

از باده ی بی نام و نشان عشق او

عشقی نه گران؛ ناله ی تنها طلبد

انگار که در چشم دلش ؛ نور ستاره کم است

در صورت زیبای دلش ؛عشق همانند غم است

در کلبه ی دست های؛ با عشق عجین

لبخند گل و سیرت انسانی؛ چو یک آدم است

اشک های ستاره ؛دانه ای کمتر شده

صورت نازک دلش هر روز؛ پر غم تر شده

ناله ی نا باورش شیرین ؛ به روی خلق باز

بوسه ی شیرین او ؛ خواسته ای در سر شده

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 1 AM  توسط حسین  | 

هستی من

تویی تو هستی من. همه بود و نبودم

من همه ترانه ها رو. برای تو سرودم

تویی خوش باوری هام. تویی تعبیر یک یار

دلم بی محتوا نیست. شده معنیه اشعار

منم سوز و گداز و. تمام التهابت

منم سودا گر عشق. همون تصویر خوابت

تویی لذت یک صبح. تو انتهای جاده

منم عاشق عشقت. همون مرد پیاده

منو تو عاشق هستیم. تو تصویر بد درد

منو تو با هم ازعشق. گذشتیم از شب سرد

دلامون خونه اما. هنوزم سرپاییم

سکوت رو خاک کردیم. هنوزم هم صداییم

دلامون توی تقدیر. به سادگی ورق خورد

غم و غصمون رو باد. تو عشق و عاشقی برد

بازم تقدیم به تو ای بهتر از جانم { مهن..}

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 8 AM  توسط حسین  | 

کجا؟

تو را گم مي كنم هر روز و پيدا مي كنم هر شب
 بديناسن خوابها را با تو زيبا مي كنم هر شب
تبي اين گاه را چون كوه سنگين مي كند آنگاه
چه آتشها كه در اين كوه برپا مي كنم هر شب
 تماشايي است پيچ و تاب آتش ها .... خوشا بر من
 كه پيچ و تاب آتش را تماشا مي كنم هر شب
مرا يك شب تحمل كن كه تا باور كني اي دوست
 چگونه با جنون خود مدارا مي كنم هر شب
چنان دستم تهي گرديده از گرماي دست تو
 كه اين يخ كرده را از بيكسي ها مي كنم هرشب
 تمام سايه ها را مي كشم بر روزن مهتاب
 حضورم را ز چشم شهر حاشا مي كنم هر شب
دلم فرياد مي خواهد ولي در انزواي خويش
 چه بي آزار با ديوار نجوا مي كنم هر شب
كجا دنبال مفهومي براي عشق مي گردي ؟
كه من اين واژه را تا صبح معنا مي كنم هر شب

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 8 AM  توسط حسین  | 

تمام

من آهنگ غریب روزگارم غمی در انتهای سینه دارم

تمام هستیم این قلب پاک است که آن را زیر پایت میگزارم

تقدیم به تو ای بهتر از جانم { م ه . . .}

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 5 PM  توسط حسین  | 

نظر

نظرتون راجب این عکس چیست؟

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 6 PM  توسط حسین  | 

آنکه

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 11 PM  توسط حسین  | 

سر انگشت

برای چیدن گل سرخ نه اره بیاور نه تبر

سر انگشت ساده همان ستاره بی آسمانم بس

تا هر بهار به بدرقه فروردین

هزار پاییز پریشان را گریه کنم.

                                         

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 6 PM  توسط حسین  | 

دیدن

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 6 PM  توسط حسین  | 

فرق

فرق عشق با دوست داشتن؟

 

در مقابل انسانی که به او عشق می ورزید قلب شما تند تر می زند ولی با دیدن شخصی که  دوستش دارید فقط خوشحال میشوید

در مقابل شخصی که عاشقش هستید زمستان مثل بهار به نظر میرسد ولی در مقابل شخصی که دوستش دارید زمستان فقط یک زمستان زیباست

اگر به چشمان کسی که به او عشق می ورزید نگاه کنید سرخ می شوید اما اگر به چشمان کسی که دوستش دارید نگاه کنید لبخند بر لبانتان جاری خواهد شد

در برابر کسی که عاشقش هستید نمی توانید همه آنچه را که در ذهنتان میگذرد بر زبان آورید ولی در برابر کسی که دوستش دارید می توانید خود واقعیتان را نشان دهید

نمیتوانید به چشمان کسی که به او عشق می ورزید خیره نگاه کنید ولی همیشه قادر خواهید بود به چشمان کسی که دوستش دارید لبخند بزنید

زمانی که شخصی که عاشقش هستید گریه میکنه شما نیز با او گریه می کنید اما وقتی شخصی که دوستش دارید گریه میکنه شما با دلداری دادن به او از غمش بکاهید

Transform Your Life With Love

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 9 AM  توسط حسین  | 

خدایا

پروردگارا!!!

 

 

 

خداوندا، مرا وسیله صلح خویش قرار بده.


آنجا که کین است، بادا که عشق آورم.


آنجا که تقصیر است، بادا که بخشایش آورم.


آنجا که تفرقه است، بادا که یگانگی آورم.


آنجا که خطا است، بادا که راستی آورم.


آنجا که شک است، بادا که ایمان آورم.


آنجا که نومیدی است، بادا که امید آورم.


آنجا که ظلمات است، بادا که نور آورم.


آنجا که غمناکی است، بادا که شادمانی آورم.

خداوندا، بادا که بیشتر در پی تسلّی دادن باشم تا تسلّی یافتن،


در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن،


در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن.

چه با دادن است که می گیریم،


با فراموشی خویشتن است که خویشتن را باز می یابیم،


با بخشودن است که بخشایش را به کف می آوریم،


با مردن است که به زندگی برانگیخته می شویم.

 

                                                                                 « .فرانچسکوی قدّیس »

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 5 PM  توسط حسین  | 

راه

http://nomak_mmm.persianblog.com/

تازه راه اندازی شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 4 PM  توسط حسین  | 

سویس...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 9 AM  توسط حسین  | 

سلام حامد جان اینم همونی کدی که بهت گفتم

<meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 4 PM  توسط حسین  |