گناه کردم گناهی پر ز لذت
در آغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و سینه جوی و آهنین بود
در آن خلوتکه تاریک و خاموش
نگه کردم به چشم پر ز رازش
دلم در سینه بیتابا نه لرزید
ز خواهشهای چشم پر نیازش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت
ز اندوه دلم دیوانه رستم
فرو خواندم به گوشش قصه عشق
تو رو می خواهم ای جا نانه من
تو رو میخواهم ای آغوش جان بخش
تو رو ای عاشق دیوانه من
هوس در چشمهایش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در بستر نرم
به روی سینه اش مستانه لرزید
گنه جوی و گنه خواه و گنه بخش
در آن چشمان خاموش و خرابش
نگاهی سرکش و دیوانه دیدم!!
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه میدانم چه کردم
در آن خلوتگه تاریک و خاموش؟؟!
+ نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1384ساعت
10 AM  توسط حسین
|
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن
ابتدای یک پریشانیست حرفش را مزن!!
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارابیست حرفش را مزن!!
آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو
راهمان با اینکه طولانی است حرفش را مزن!!
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانی است حرفش را مزن!!
خورده ای سوگند روزی عهدمان را بشکنی
این شکستن نا مسلمانی است حرفش را مزن!!
حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام
رفتنت آغاز ویرانی است حرفش را مزن!!
+ نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1384ساعت
10 AM  توسط حسین
|
تو رو من قدر یه دنیا میخوامت// نه همین امروز و فردا میخوامت// تو امیدی تو قراری واسه من// توی شادی توی غمها میخوامت// نه خیال کنی که من مثل همه // تو رو با یه دنیا اما میخوامت// بی تو من نمیتونم زنده باشم// فدای تموم حرفا میخوامت// چی میشه برام بمونی همیشه واسه یه امید بیجا میخوامت// منم اون ساحل آلوده به غم// که تو رو مثل یه دریا میخوامت// اگه دنیا رو تو دستام بذارن نمیخوم چون تو رو تنها میخوامت// لب تو مثل گل رازقیا// گل رازقی زیبا میخوامت// از تو من نمیتونم دل بکنم آخه من والا به مولا میخوامت// چه کنم کار دل دوستت دارم// میدونم بی خود و بیجا میخوامت............!!!!!!!؟
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1384ساعت
9 PM  توسط حسین
|
گل من باش یارا خار با من// رخ از تو دولت دیدار با من// شمار بوسه را از کام من خواه// لب شیرین ز تو مقدار با من// تو در خواب گران ! آ سوده تا صبح// به شبها دیده بیدار با من// لبم در بوسه بازی با لبت گفت !!// خموشی از تو گفتار با من// امیدم ! ناز صدها بار با تو// نیاز صد هزاران بار با من// لبت رابا لب من آشنا کن// چه ترسی؟ پاسخ اغیار با من! // از مستی چشم بیمارت به من بخش// پرستاری از آن؟ بیمار با من// شبی پرهیز خود بشکن به یک بار// لبم را بوسه زن..... تکرار با من// تو مهر خویش را هر روزه کم کن// همه شب گریه های بسیار با من !!!.......
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1384ساعت
9 PM  توسط حسین
|