سلام حامد جان اینم همونی کدی که بهت گفتم
<meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">
زندگی کن زندگی بهترین لطف خداست.عشق بورز عشق بهترین شعر خداست.
سلام حامد جان اینم همونی کدی که بهت گفتم
<meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8">
همیشه وقتی انسان یه مقدار اوج میگیره به یه نقطه از جو میرسه که دیگه ابری وجود نداره
پس هر وقت هوای دلت ابری شد بدون خوب اوج نگرفتی
دوست داشتن خیلی شیرین پس همدیگرو دوست بدارید

11-ba hame eshgho javooni, ba ye donya mehrabooni, ba zaboone bi zabooni, mikham ino khoob bedooniiiii : ENERJIYe HASTEYEE, HAGHe
12-Naro paien
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
Dige paientar az in naro
.
.
.
.
.
.
.
.
Zaboone adam halit nist !
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ضايع شدي؟Didi hichi nabood !
من زنـــــــــــده بودم اما انــــــگار مرده بـــــودم
از بـــــس که روزها را با شب شمرده بـــــــودم
ده سال دور و تنــــها تــــــنها به جرم این که
او سرسپرده می خواست من دل سپرده بودم
ده ســــــــــال می شد آری در ذره ای بــگنجم
از بـــس که خویشتن را در خود فشرده بـــودم
در آن هـــــــوای دلــــگیر وقتی غروب می شـد
گویی به جای خورشید من زخم خورده بــودم
وقتی غروب می شد وقتی غروب می شد
کـــــــــــاش آن غروب ها را از یاد برده بـــــودم
با تشکر از وبلاگ امین جان
در این دنیا که حتی مرگ نمیگرید به حال من
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
تو خراب من آلوده نشو غم این پیکر فرسوده نخور
قصه ام بشنو از یاد ببر بهر من غصه بیهوده نخور
تو سپیدی من سیاهم هستی گم کرده راهم
تو به هر جا در پناهی من به دنیا بی پناهم

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم
اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم
تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم
اما به من نیاموختی که چگونه فراموشت کنم

آرزوي تو دست هايم را بسته است
و عشق
مرا به برده اي مبدل کرده است
برده اي خود ساخته، رام، سر به راه و خاموش
در دست هاي تو
برده اي که هرگز
آزادي تلخ خود را نمي خواهد
