تبليغاتX
دل باخته

دل باخته

زندگی کن زندگی بهترین لطف خداست.عشق بورز عشق بهترین شعر خداست.

تمام

من آهنگ غریب روزگارم غمی در انتهای سینه دارم

تمام هستیم این قلب پاک است که آن را زیر پایت میگزارم

تقدیم به تو ای بهتر از جانم { م ه . . .}

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 5 PM  توسط حسین  | 

نظر

نظرتون راجب این عکس چیست؟

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 6 PM  توسط حسین  | 

آنکه

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 11 PM  توسط حسین  | 

سر انگشت

برای چیدن گل سرخ نه اره بیاور نه تبر

سر انگشت ساده همان ستاره بی آسمانم بس

تا هر بهار به بدرقه فروردین

هزار پاییز پریشان را گریه کنم.

                                         

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 6 PM  توسط حسین  | 

دیدن

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 6 PM  توسط حسین  | 

فرق

فرق عشق با دوست داشتن؟

 

در مقابل انسانی که به او عشق می ورزید قلب شما تند تر می زند ولی با دیدن شخصی که  دوستش دارید فقط خوشحال میشوید

در مقابل شخصی که عاشقش هستید زمستان مثل بهار به نظر میرسد ولی در مقابل شخصی که دوستش دارید زمستان فقط یک زمستان زیباست

اگر به چشمان کسی که به او عشق می ورزید نگاه کنید سرخ می شوید اما اگر به چشمان کسی که دوستش دارید نگاه کنید لبخند بر لبانتان جاری خواهد شد

در برابر کسی که عاشقش هستید نمی توانید همه آنچه را که در ذهنتان میگذرد بر زبان آورید ولی در برابر کسی که دوستش دارید می توانید خود واقعیتان را نشان دهید

نمیتوانید به چشمان کسی که به او عشق می ورزید خیره نگاه کنید ولی همیشه قادر خواهید بود به چشمان کسی که دوستش دارید لبخند بزنید

زمانی که شخصی که عاشقش هستید گریه میکنه شما نیز با او گریه می کنید اما وقتی شخصی که دوستش دارید گریه میکنه شما با دلداری دادن به او از غمش بکاهید

Transform Your Life With Love

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 9 AM  توسط حسین  | 

خدایا

پروردگارا!!!

 

 

 

خداوندا، مرا وسیله صلح خویش قرار بده.


آنجا که کین است، بادا که عشق آورم.


آنجا که تقصیر است، بادا که بخشایش آورم.


آنجا که تفرقه است، بادا که یگانگی آورم.


آنجا که خطا است، بادا که راستی آورم.


آنجا که شک است، بادا که ایمان آورم.


آنجا که نومیدی است، بادا که امید آورم.


آنجا که ظلمات است، بادا که نور آورم.


آنجا که غمناکی است، بادا که شادمانی آورم.

خداوندا، بادا که بیشتر در پی تسلّی دادن باشم تا تسلّی یافتن،


در پی فهمیدن باشم تا فهمیده شدن،


در پی دوست داشتن باشم تا دوست داشته شدن.

چه با دادن است که می گیریم،


با فراموشی خویشتن است که خویشتن را باز می یابیم،


با بخشودن است که بخشایش را به کف می آوریم،


با مردن است که به زندگی برانگیخته می شویم.

 

                                                                                 « .فرانچسکوی قدّیس »

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 5 PM  توسط حسین  | 

راه

http://nomak_mmm.persianblog.com/

تازه راه اندازی شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 4 PM  توسط حسین  | 

سویس...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 9 AM  توسط حسین  |